[ad_1]
به گزارش مهتاب من
به گزارش خبرنگار فرهنگی مهتاب من از تنسیم، مستند “یادگار برادرم” روایتی شاعرانه از یک برادر شهید است که به تازگی توسط محمد تقی رحمتی مستندساز تشکیل شده است. در معارفه این فیلم مستند آمده است: «بعضی اوقات یک شعله، میتواند هزاران چراغ را روشن کند. مستند «یادگار برادرم» داستان همان شعله است؛ روایتی از عشق، ایثار و میراثی جاودان که نه در میدان جنگ، که در دل کلاسهای درس رقم خورده است.»
این مستند، قصه «محمدرضا جلالی» را روایت میکند؛ او برادر بزرگتر شهید «عباس جلالی» است و این مستند تلاش کرده تا زندگی پرفراز و نشیب این برادر شهید را به عکس بکشد. ماجرای فیلم از جایی اغاز میشود که شهید عباس جلالی در آخرین خداحافظی قبل شهادت، از برادر تقاضا میکند که راه او را ادامه دهد؛ برهمین مبنا، محمدرضا سوگند یاد میکند که یاد او را نه با یک سنگ قبر که با زنده نگه داشتن آرمانهایش جاودان کند. او که خود معلم بوده است، راهی بینظیر برای ادامه راه برادر شهیدش انتخاب میکند و آنهم آموزش رایگان به کارآموزان معلمی است.
.
او بیشتر از ۲۰ سال از عمرش را صرف این کار میکند و با تأسیس مدرسهای به نام شهید عباس جلالی، به بیشتر از ۲ هزار معلم به طور رایگان آموزش میدهد تا آنها نیز بتوانند با اشاعه دانش معلمی خود در مناطق گوناگون سرزمین به اختصاصی روستاها و شهرهای محروم، راه آن شهید را ادامه بدهند.
محمدتقی رحمتی تهیهکننده فیلم مستند «یادگار برادرم» میگوید: این مدرسه، تنها یک آموزشگاه معمولی نیست؛ یک «مکتب» است. در اینجا، دانشآموزان مقطع ابتدایی، درس زندگی میآموزند. هر دانشآموز، یک شهید را به گفتن الگوی خود برمیگزیند و با مطالعه زندگینامه او، درس فداکاری، ایثار و خدمت به مردم را در وجود خود نهادینه میکند. شرط وجود در این مدرسه یک قضیه ساده اما عمیق است و آنهم این است که آنها باید سبک زندگی و منش یک شهید را آزادانه انتخاب کرده و آن را ترویج کنند.
او همین طور گفت: به نظرم مهمترین مطلب این مدرسه این است که “به همانند یک شهید زندگی کن”. در اینجا، قلم معلم بر خون شهید برتری دارد، چرا که این قلم است که میتواند تفکر، ایثار و عشق را به نسل سپس منتقل کند.
او خاطره جالبی از اغاز این پروژه تعریف میکند و میگوید: تصمیم داشتم مستندی درمورد شهید طهرانی مقدم بسازم، اما در گلزار شهدا با شخصی روبرو شدم که خودجوش، سنگ قبر شهدا را رنگ میزد. او می بود که داستان محمدرضا و برادر شهیدش را برایم تعریف کرد و جرقه ساخت «یادگار برادرم» در ذهنم زده شد. دلنشین اینجاست که امروز، خود شهید طهرانی مقدم، یکی از الگوهای دانشآموزان این مدرسه است.
ساختار “یادگار برادرم” از یک شعر گرفته شد!
رحمتی با اشاره به شیوه ساختاری این فیلم مستند او گفت: این مستند ۴۸ دقیقهای، با الهام از بیت شعر «شمع شدی، شعله شدی، سوختی» در سه پرده مهم طراحی شده است: درس اول با گفتن “شمع”، او مباحثه با کارآموزان معلمی است. درس دوم، “شعله” نام دارد که تعلق به او مباحثه با معلمان و دانشآموزان دارد. درس سوم نیز “سوختن” نام دارد و به زندگی و آرمان شهید میپردازد. در این روایت، شهدا همچون شمعهایی می باشند که سوختند تا فضای جامعه را نورانی کنند، و محمدرضا، با وجود همه مشکلات روحی و اقتصادی، نوکری است که تلاش دارد این شمعها را برای همیشه روشن نگه دارد.
وی با اصرار بر این که این مدرسه هم اکنون تبدیل به میراث ماندگار برای شهید عباس جلالی است، خاطرنشان کرد: امروز ثمره این ۲۰ سال تلاش، معلمانی می باشند که در دانشگاهها و وزارتخانهها به گفتن هیئتعلمی مشغول خدمتاند. آنها به این نقطه رسیدهاند که «معلمی یعنی انسانسازی»، و این دقیقاً همان میراثی است که شهید عباس جلالی و برادرش محمدرضا، برای نسلهای آینده به ارمغان گذاشتهاند. مستند «یادگار برادرم» تنها یک فیلم نیست؛ یک دعوت است به تأمل درمورد این که چطور میتوان عشق را به آینده هدیه داد.
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها





