«به رسم امانت» روایتی از شهید خوشنویسان به زبان مادر_مهتاب من

«به رسم امانت» روایتی از شهید خوشنویسان به زبان مادر

[ad_1]
به گزارش مهتاب من

به گزارش مهتاب من از تنسیم،‌ این کتاب قصه دلتنگی‌ها و صبوری‌ها است. قصه تسلیم و رضا؛ قصه شهامت؛ قصه یک مهلکه سخت؛ قصه گمنامی. قصه یک جوان خوش بر و روی خوش‌قامت و حکایت یک پیوند. پیوند با یک خاک مقدس؛ با یک خاک نظرشده، قصه امانتی‌ که به صاحبش برگشت.

بلا آمد. آن عربده‌‌شان مست زدند به سیم آخر. شنی‌ها چین و شکن ‌انداختند روی خاک‌ و جلو ‌آمدند. حلقه محاصره تنگ و تنگ‌تر ‌شد. شد حکایت صید و تور و صیاد. اما چون حسین‌وار داخل معرکه شده بودند، حسین‌وار ایستادند و مقاومت کردند. درس ایستادن، ماندن و مقاومت را اول بار همین دانشجوهای مهندسی پیرو راه امام مخابره کردند به همه جهان. ثابت کردند که با دست خالی هم می‌شود روبه رو زورگو ایستاد و به تسلیم شدن فکر هم نکرد. عقب ننشستند. تو بگو یک قدم. حماسه‌ای خلق کردند ماندنی و شنیدنی. از همان حماسه‌ها که سال‌ها سپس آوازه‌‌اش پیچید…

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «روی کابینت پر می بود از انواع سالاد و مخلفات سفره شام. سر تکان داد. از همان‌ها که نشان تأسف دارند. روی سالادی را که زهره به حُسن سلیقه آراسته می بود به هم زد و او گفت: زهره خانم، خدا توی آشپزخونه هم هست ها… ! چرا این همه ریخت و پاش آخه؟!»

چند ماهی شده می بود که بو و برنگ غذاهای خانه مشامش را پر نکرده می بود. به قول سیدمحمد قیافه‌اش شده می بود همانند نان و پنیر و هندوانه از بس شام و ناهار توی خوابگاه خورده بودشان. اما موقع شام، نه حرص آمد سراغش، نه ولع. از بین آن همه عطر و رنگ و لعاب، فقط یک جور غذا خورد.»

کتاب به رسم امانت به قلم لیلی زهدی در ۲۰۰ صفحه زمستان ۱۴۰۳ توسط انتشارات روایت فتح انتشار و روانه بازار نشر شد.

انتهای مطلب/

دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها

خبرهای ورزشی

خبرهای اقتصادی

جدیدترین اخبار و مهم ترین رویدادهای ۲۴ ساعته در بخش های حوادث ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصاد و تکنولوژی ، ورزشی ، فرهنگ وهنر ایران و سایر مناطق جهان را در مهتاب من بخوانید.

اخبار فرهنگی

اخبار تکنولوژی

اخبار پزشکی

[ad_2]