[ad_1]
به گزارش مهتاب من
به گزارش خبرنگار فرهنگی مهتاب من از تنسیم، نزدیک به ۸۰ نفر خبرنگار در کنارِ نزدیک به ۶۰ نفر عکاس و تصویربردار در سالنی گِردِ هم آمدهاند که به وضوح ظرفیت این تعداد نفرات را ندارد. همه چیز تودرتوست.
چهار ردیف صندلی قرار دارد که در هر ردیف نزدیک به ۲۰ نفر خبرنگار نشسته است. وسطِ سالن هم پر از عکاسان و تصویربرداران است.

با اندکی تاخیر سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ میآید و در جایگاهش مستقر میشود. صدای شاترِ دوربینها فضا را دربر میگیرد. نیکنام حسینی پور مدیر روابط عمومی وزارت فرهنگ هم او را همراهی میکند.

سخنان ابتداییِ وزیر اغاز میشود. وزیر نکات مهمی را گفتن میکند که احتمالا دردناکترینشان این باشد که در چهار سال قبل مصرف فرهنگی در سبد خانوار تنزلِ وحشتناکی داشته است. او در این باره به آمار استناد میکند.
آقای وزیر از فرهنگ کارت میگوید از صندوق همیار فرهنگ و هنر میگوید و از همایش ملی مسئولیت اجتماعی در حوزه فرهنگ و هنر و…
و یک دفعه برق قطع میشود…
سالن برای دقیقهای تاریک میشود. چراغها و کولرها خاموش خواهد شد. فکرِ این که برق نیاید زیاد وحشتناک است. چهرهی آقای وزیر یک دفعه پُر از اضطراب و نگرانی میشود. اما زیاد سریع برق وصل میشود و وزیر نفسی به راحتی میکشد.

صالحی میگوید: «داشتم فکر میکردم که اگر اینجا ژنراتور نداشته باشد آبرویمان میرود. شکر خدا ژنراتور داشتیم.»
برقِ ژنراتور وصل شد، اما جوابگوی کولرها نبوده است. فکر کنید در ظهر روز سهشنبه چهارم شهریور ۱۴۰۴، در گرمای تهران، بیشتر از ۱۵۰ نفر در یک سالن می باشند. کمتر از نیم ساعتِ سپس، همه کلافه از گرما بودند. با این حال نشست ادامه اشکار کرد تا جایی که تقریبا همهِ حاضران در جلسه، با کاغذی یا هر وسیلهای که در اختیار داشتند، مشغولِ باد زدنِ خود شدند.

عکاسی که خود را در موقعیت مناسب برای ثبتِ عکسی از وزیر قرار داده است
راستش را بخواهید سوالهای نقل شده هم چندان چنگی به دل نمیزد. یقیناً که گرما همه را کلافه کرده می بود و دیگر مجالی برای سوال نبوده است.
به هر روی نشست خبریِ وزیر فرهنگ به روالِ همهی سالهای قبل برگزار شد. اما ای کاش برگزار نمیشد. احتمالا زمان آن رسیده که تغییری در همه ماجراها داشته باشیم.

در این نشست چند خبرنگار از رسانههای سرزمین افغانستان و ترکیه وجود داشتند.
در همین نشست خبری، وزیر فرهنگ اشاره کرد که زمان تحول فرارسیده و دیگر نمیشود همانندِ دورانِ قبل از جنگِ تحمیلیِ ۱۲ روزه با مسائل برخورد کرد.

برای عکاسان، همیشه هم آقای وزیر سوژهی مهم نیست؛ عکاسی که در عکس میبینید سوژهی فرد دیگر را جستوجو میکند.
عکاسی که این فریم را ثبت کرده هم، علاوه بر آقای وزیر، فعالیت همکار خود را هم به عکس کشیده است.
احتمالا بهتر است تغییرات از همین مسائلِ به ظاهر ساده اغاز شود. برای مثال دیگر نشست خبریِ وزیر فرهنگ به این شیوه برگزار نشود. احتمالا بهتر است که وزیر در طول سال چند نشستِ خبری داشته باشد و در هر نشست در کنار یکی از معاونانش به طورِ تخصصی مسائلِ مربوط به آن معاونت را جواب دهد. اینگونه احتمالا دیگر ناظرِ نشستی طویل نباشیم که نزدیک بهِ ۳ ساعت به طول بیانجامد. ضمن این که مسائل به طورِ تخصصیتر و ریزتر جواب داده خواهد شد.

خبرنگارانی که گزارش نشست را به طور لحظهای در تلفنهای خود تایپ و ارسال میکنند
فراموش نکنیم که در همین نشستِ دیروز، زمانِ مطرح سوال به زیاد از خبرنگاران نرسید. یکی از خبرنگاران هم که به قطع سوالهای تعداد بسیاری در چنته داشت، هنگامی دید که همه از گرما کلافهاند، ترجیح داد که پرسشی نقل نکند.

در نشستهای خبری احتمالا عکاسان بیشترین فعالیت و زحمت را داشته باشند.
آنها باید در جاهای گوناگون سالن بچرخند تا عکسهایی از زوایای متفاوت ثبت کنند.

خداحافظی آقای وزیر بعد از نشست خبری
انتهای مطلب/
دسته بندی مطالب
اخبار کسب وکارها





