در دنیای امروز با گسترش فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، نیاز به سواد رسانهای برای کودکان بیش از پیش احساس میشود. سواد رسانهای به توانایی تحلیل و بررسی اطلاعات رسانهای و بهرهگیری مسئولانه از آنها اشاره دارد. گسترش ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در کنار مزایای فراوان، چالشهای جدی برای کودکان و حقوق آنان ایجاد کرده است.
نگرانی اصلی والدین از دسترسی کودکان به محتوای نامناسب و ارتباط با افراد غیرمتعادل و همچنین سوءاستفاده جنسی و مالی، باعث شده محدودیتهای جدی در دسترسی کودکان به این ابزارها اعمال گردد که در واقع نقض حقوق صریح آنان در کنوانسیونهای بینالمللی از جمله کنوانسیون حقوق کودک است. برای پیشگیری از این نقض، آموزش سواد رسانهای میتواند پشتیبان کار والدین باشد.
آموزش سواد رسانهای به طور کلی و در مدارس و از سنین پایین، ضمن رفع نگرانی خانواده از سوءاستفاده از کودکان، میتواند عاملی برای تحقق حقوق اساسی آنان در دسترسی به اطلاعات و رسانهها در فضای مجازی باشد و بستر رشد و گسترش فکری کودکان را فراهم آورد. در این راستا، نگارش صیانت از حقوق کودکان در عصر هوش مصنوعی، مسالهای است که باید از سوی دولتها و سازمانهای بینالمللی مورد حمایت قرار گیرد.
سواد رسانهای شامل مجموعهای از تواناییهاست که به افراد اجازه میدهد محتوای رسانهای را تحلیل کنند، معانی نهفته را درک نمایند و تصمیمات آگاهانهای در مورد مصرف و تولید محتوا بگیرند. این تواناییها شامل تحلیل محتوا یعنی شناسایی منابع معتبر، تفکر انتقادی یعنی بررسی اطلاعات و تشخیص سوگیریها، و مسئولیت اجتماعی یعنی درک اثرات رسانه بر جامعه و فرد میشود.
راهکارهای علمی متعددی برای آموزش این مهارت وجود دارد. کشورهای نظیر فنلاند و کانادا برنامههای جامع سواد رسانهای را در دروس مدرسهای گنجاندهاند که برای کودکان زیر هشت سال آغاز میشود و آنها را با جستجو، بررسی و بهرهگیری از اطلاعات آشنا میسازد. پلتفرمهایی همانند کامن سنس مدیا و مدیااسمارتس در کانادا، منابع و دورههای آموزشی برای کودکان و والدین ارائه میدهند.
شراکت جدی و مستمر والدین و نهاد خانواده از طریق تشویق به شرکت در کارگاههای آموزشی و استفاده از ابزارهای دیجیتال برای همراهی با کودکان در فضای آنلاین، از دیگر راهکارهای موثر است. پروژههای تعاملی که کودکان را در فرآیند تولید محتوا و داستاننویسی دیجیتال درگیر میکنند، نیز ابزاری موثر برای یادگیری سواد رسانهای شناخته شدهاند.
هدف آموزش این توان حیاتی، پشتیبانی از کودکان برای تبدیل شدن به مصرفکنندگان با هوش رسانه، گسترش تفکر انتقادی، شناسایی منابع قابل اعتماد و بیان عقاید با احترام است. یادگیری این سواد به کودکان کمک میکند تا تواناییهای شهروندی را گسترش دهند و با رسانهها و افراد دیجیتال در بستر رسانه تعامل برقرار کنند که با فرهنگ خانوادگی و اجتماعی خود سازگار باشد.
آموزش سواد رسانهای تواناییهایی را در اختیار کودکان و بهویژه دانشآموزان قرار میدهد که در درجه اول تفکر انتقادی درباره رسانهها و اطلاعات را تقویت میکند. سپس مهارتهای نرم قرن بیست و یکم نظیر خلاقیت، همکاری، ارتباطات و افزایش سواد دیجیتال از طریق تعامل با رسانهها، اطلاعات و فناوری را پرورش میدهد.
یادمان باشد که آموزش سواد رسانهای به کودکان در عصر هوش مصنوعی نه تنها یک الزام است، بلکه آنها را در دنیایی پر از اطلاعات متنوع و گاهی گمراهکننده، به مصرفکنندگان و تولیدکنندگان آگاه تبدیل میکند. با بهرهگیری از تجارب موفق کشورهای دیگر و تدوین برنامههای آموزشی متناسب با نیازهای روز، میتوان نسل جدیدی از افراد آگاه و مسئول را تربیت کرد که توانایی تشخیص و تحلیل اطلاعات را داشته باشند.
نوشته محمدمهدی سیدناصر، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان





